الفيض الكاشاني

96

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

امروزش بدتر از ديروزش باشد ملعون است » « 1 » ؛ و نيز فرموده است : « دلم را حجابى فرا مىگيرد از اين رو در شبانه روز هفتاد بار استغفار مىكنم » « 2 » و استغفار بنده از گام نخستين است چه آن نسبت به گام دوم دورى از حق و عقوبت سستى در راه و توجّه به غير محبوب است چنان كه در يكى از كتابهاى آسمانى آمده است كه خداوند مىفرمايد : « عالم هنگامى كه شهوتهاى دنيا را بر طاعت من برگزيند كمترين كارى كه با او مىكنم لذّت مناجاتم را از او مىگيرم « 3 » » . بنابراين سلب مزيد لطف به سبب شهوات ، عقوبتى است كه دامنگير همه است امّا خواصّ به مجرّد ادّعا و خودبينى و اعتماد بر آنچه از مبادى لطف بر آنها ظاهر مىشود از مزيد الطاف محجوب و محروم مىشوند . و ظهور مبادى لطف مكرى است خفىّ كه جز راسخان در علم نمىتوانند خود را از تكيه بدان دور نگه بدارند . پس از اين ترس از فوت چيزى است كه اگر از دست رود ديگر به دست نمىآيد . سپس ترس از اين كه به چيزى سرگرم شود و آتش شوق او تسكين يابد چه دوست بايد همواره مشتاق و در طلب كوشا باشد و از تحصيل مزيد لطف سست نگردد و جز به لطف تازهء پروردگار تسلّى نيابد ، چه اگر به غير آن تسلّى يابد همين امر سبب وقوف يا بازگشت او خواهد شد ، و فراموشى و بى غمى از جايى كه نمىداند به او دست خواهد يافت چنان كه گاهى محبّت از راهى كه نمىداند بر او عارض مىشود . اين دگرگونيهاى دل اسبابى پوشيده و آسمانى دارد كه آگاهى بر آنها از توان بشر خارج است ؛ و هرگاه خداوند نسبت به بنده‌اى اراده مكر كند و بتدريج هلاكت او را بخواهد آنچه را كه مايهء سكون و توقّف او مىشود بر او پوشيده مىدارد تا در حال رجاء باقى بماند و به حسن ظنّ خود فريفته شود و غفلت و هواى نفس و فراموشى بر او غلبه يابد ، و همه اينها از سپاه شيطانند كه بر لشكريان فرشتگان كه عبارت از علم و عقل و ذكر و ثبات است چيره مىشوند ؛ و همان گونه كه از صفات بارى تعالى كه لطف و رحمت و حكمت است چيزهايى آشكار مىشود كه موجب هيجان و بر انگيختن محبّت است همچنين از صفات جبروت و عزّت و استغناى او امورى ظاهر مىگردد كه باعث فراموشى و سكون است و اين از مقدّمات مكر و شقاوت و حرمان مىباشد .

--> ( 1 ) معانى الاخبار صدوق ، ص 242 از حديث امام صادق عليه السّلام . ( 2 ) پيش از اين از حديث اغر مكرّر ذكر شده است . ( 3 ) العلل صدوق و پيش از اين در جلد اول ، ص 131 نقل شده است .